کاش آسمان میدانست باران خنجری بر سینه ی یک عاشق میکوبد و هیچوقت نمیبارید...
پنجشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۵ 22:26
می نشینم لب حوض:
گردش ماهی ها ،
روشنی ،
من ،
گل ،
آب ،
پاکی خوشه ی زیست...
@azaddelfan
مادرم ریحان می چیند
نان و ریحان و پنیر...
آسمانی بی ابر ،
اطلسی هایی تر
رستگاری نزدیک ،
لای گل های حیاط
"سهراب سپهری"
@azaddelfan