سلام ای رهــگذر با نگاه بی انتهایت به عمق تک تک حـــروف و واژه هایــم بنــگر و آرام آرام مرا همراه با این صفحه ورق بزن... و بـــــــــــعـد به رسم روزگار مراو عمق نو شته هایم را به دست فراموشی بسپار ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ روزگارم را ســـیــآه کرده اند و میگویند شــــب است آتشی بر دلم انداخته اند و میگویند تب است...