کاش آسمان میدانست باران خنجری بر سینه ی یک عاشق میکوبد و هیچوقت نمیبارید...
یکشنبه هفتم خرداد ۱۳۹۶ 18:4
کم کم داشت بیداری را از من میگرفت
و من باورم شد که واقعا دارد صبح میشود
و کمی باید استراحت کرد
برای یک روز پر مشغله و عذاب اور دیگر
و روزی ک نبود دستانت را بیشتر از قبل حس میکنم
#saeid_rjb
telegram.com/azaddel
☜✔✎Hogo✎✔☛
بیوگرافی
سلام ای رهــگذر با نگاه بی انتهایت به عمق تک تک حـــروف و واژه هایــم بنــگر و آرام آرام مرا همراه با این صفحه ورق بزن... و بـــــــــــعـد به رسم روزگار مراو عمق نو شته هایم را به دست فراموشی بسپار ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ روزگارم را ســـیــآه کرده اند و میگویند شــــب است آتشی بر دلم انداخته اند و میگویند تب است...